در رثای خامنه‌ای بزرگ

 

✍️ علیرضا اسکندری‌نژاد

۲۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۳۵، تهران

 

جنگ و آتش‌بسی شکننده

امروز چهلمِ خامنه‌ایِ شهید است. روزهای زیادی است که از مشاهداتم ننوشته‌ام؛ بیشتر به این خاطر که جنگ به بخشی از زندگی ما تبدیل شده است و دست‌کم من، چیز جدیدی برای طرح کردن ندارم.

بیش از یک روز است که آتش‌بسی بسیار شکننده بین ایران و آمریکا برقرار شده است. با وجود این، هیچ‌کدام از ما احساس نمی‌کنیم که جنگ به پایان رسیده باشد.

دیشب به یکی از تجمعات مردمی رفته بودم؛ تقریباً همه ناراحت بودند که چرا آتش‌بس شده است. استدلالشان این بود که با این‌همه شهید و هزینه‌ای که داده‌ایم، این نبرد را باید تا نقطه‌ای ادامه دهیم که دشمنان دیگر توان تجاوز مجدد نداشته باشند.

البته این صورت‌بندیِ من از صحبت‌های آن‌هاست؛ زبانشان بسیار تندتر از چیزی بود که بیان کردم. اغلب آن‌ها خواهان نابودی کامل اسرائیل بودند و به چیزی جز این برای پایان جنگ راضی نمی‌شدند.

واقعیتش را بخواهید، من هم چندان نسبت به این آتش‌بس حس خوبی ندارم. فارغ از اینکه تا همین حالا هم به نظر می‌رسد آتش‌بس توسط دشمنان نقض شده، ماهیتش بسیار پرسش‌برانگیز است.

 

به نظرم ما توان ورود مجدد به جنگ را نداریم و باید در همین نبرد تکلیف را یکسره کنیم. البته من موافق پیگیری ایده‌ی نابودی اسرائیل نیستم، اما به نظرم جامعه‌ی ما نمی‌تواند بیش از این وضعیتِ ابهام و بی‌ثباتیِ ناشی از سایه‌ی جنگ را تحمل کند.

با این همه، نباید فراموش کنیم که جنگ باید در نقطه‌ای به پایان برسد و نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد. امیدوارم هوشمندی و درایت نظامیِ جمهوری اسلامی در عرصه‌ی دیپلماسی هم تکرار شود و بتوانیم سایه‌ی جنگ را برای همیشه از سر کشور برداریم و بخشی از مسائل اقتصادی را از طریق امتیازگیری در مذاکره جبران کنیم.

به‌جز این، هرچه بشود به ضرر ایران است. البته این را من در حالی می‌گویم که اطلاعی از وضعیت تسلیحاتی، نظامی و داخلی ندارم و صرفاً به‌عنوان یک ناظر سخن می‌گویم.

 

 


بیشتر بخوانید

«تهران؛ میان اضطراب جنگ و غرور مقاومت»


 

 

تغییر نگاه به خامنه‌ای

همان‌طور که گفتم، امروز چهلمِ خامنه‌ایِ شهید است. خواستم کمی درباره‌ی او سخن بگویم.

شاید پیش‌تر هم گفته باشم که من تقریباً در تمام عمرم مخالف او بودم و چندین مرتبه در تجمعات اعتراضی، علیه او و جمهوری اسلامی شعار داده‌ام.

به نظرم زمان زیادی برد تا بتوانم از افسون رسانه‌ها رهایی یابم و او و نظام سیاسی‌اش را از منظری دیگر ببینم. البته زمانی هم که دست از مخالفت با او کشیدم، چندان هواخواهش نبودم.

استدلالم این بود که «چاره‌ی دیگری نداریم» و «اگر جایگزین مناسبی برای جمهوری اسلامی و خامنه‌ای باشد، خودم اولین نفر سراغش می‌روم».

مدتی تلاش کردم تا از منظر پراگماتیستی و واقع‌گرایی سیاسی، نسبتم با او و جمهوری اسلامی را توجیه کنم.

 

جنگ دوازده‌روزه و تغییر برداشت نویسنده

همه‌ی این‌ها تا کمی پس از جنگ پیشین با رژیم اسرائیل (جنگ دوازده‌روزه) صادق بود.

حماسه‌ای که ایران در این جنگ خلق کرد و چند ماه بعد، در دی‌ماه، که دشمنان بار دیگر به سراغ ایران آمدند و تمام نیروهایشان را به خطر انداختند، بر من اثبات کرد که خامنه‌ای یک قهرمان ملی و رهبری بی‌بدیل در تاریخ ایران است.

مدام با خودم تکرار می‌کردم که چطور توانست ایران را به قدرتی تبدیل کند که در برابر اکثر جهان دلاورانه بایستد؛ کشوری که نه با تجاوز تمام‌عیار خارجی، نه با دسیسه‌چینی‌های مداوم داخلی و نه با این موج بی‌همتا و همه‌جانبه‌ی رسانه‌ای از پای در نمی‌آید.

باور نمی‌کنم که این ایستادگی جز با تدابیر خامنه‌ای ممکن می‌شد.

 

روایت شخصی از پشیمانی و تغییر دیدگاه

لعنت بر قلمی که در بیان محبت به شخصیت سیاسی، به اغراق و افراط بنویسد.

او را بسیار دیر شناختم. می‌توانستم سال‌های بسیاری از زندگی‌ام را در فهم او و تلاش برای رسیدن به آرمان‌هایش بگذرانم، نه اینکه این سال‌ها را بیهوده در تبعیت کورکورانه از جریان رسانه‌ای دشمن سپری کنم.

واقعاً بر خود و عمری که گذرانده‌ام افسوس می‌خورم.

با این همه، از زمانی که متوجه خطای خود شده‌ام، کشور در شرایطی نبود که فرصتی برای افسوس خوردن باقی بماند.

از دی‌ماه تمام تلاشم را کردم که خطای خود را جبران کنم و نقشی در ایرانِ خامنه‌ای داشته باشم؛ هرچند کشوری که او ساخت و نیروهایی که تربیت کرد، بدون نیاز به امثال من، ایران را حفظ کرده‌اند.

 

 


بیشتر بخوانید

«نقد صدای سومی‌ها در جنگ؛ دفاع از ایران یا بی‌طرفی؟»


 

 

مگر می‌شود ایرانِ خامنه‌ای چنین حماسه‌ای در دفاع از ما خلق کند و من سنگینیِ دِین او را بر گردنم احساس نکنم؟

امکان ندارد حماسه‌ی خیابان‌ها و میدان‌های نظامی را ببینم و ساکت بنشینم.

به همین خاطر بود که از ابتدای جنگ قسم خوردم که جز از عظمت ایرانِ او نگویم.

دیگر فرصتی برای خطا کردن نیست.

برای کسانی که هنوز در فهم عظمتِ ایرانِ او تردید دارند، عمیقاً افسوس می‌خورم.

امیدوارم توانی داشته باشم تا باقی عمرم را صرف روایت بزرگی او و دستاوردهایش کنم.

 


برای ارسال نوشته‌های خود با آیدی ravieiran@ در تلگرام در ارتباط باشید.

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید